اندیشه
فرهنگی
چند وقتی می شود که از حوصله دنیا خط خورده ام از حاشیه ذهن خیابان زیر پای خمیازه ماشین های مسموم روی زبان فاصله ها هجی می شوم امروز را اما یادم نمی رود ... سلام عزیزدلم چقدر حوصله داری که زنده ماندی دیروز روی دلم تراژدی تکراری ناقوسها و راهبه های ساعتی را کلید زدم کات ... من دست در دست تو دور می شویم در آسمانی که خورشید ندارد ................................................................ چند وقتی می شود که از حوصله دنیا خط خورده ام از حاشیه ذهن خیابان زیر پای خمیازه ماشین های مسموم روی زبان مترسکهای لکاته هجی می شویم امروز را یادم نمی رود ... سلام عزیزدلم چقدر حوصله داری که زنده ماندی دیروز تراژدی تکراری ناقوسها و راهبه های ساعتی در ذهنم اکران شد تا گناه نخستینمان را هزاره های بعد از این ماغ بکشیم همچون مسیحای از نفس افتاده ای که بار گناهش زمین را میخکوب کرد کات ...من دست در دست تو دور می شویم در آسمانی که خدایی ندارد
| Design By : Night Skin |


