اندیشه
فرهنگی
جدال غرب وشرق پیش از آن که روشنفکران ریشه های آن را در مدرنیته وجدال آن با سنت جستجو کنند به تاریخ امپریالیسم وتهاجم استعماری مربوط می دانند. گرچه این نوع رویکرد به شرق طی چند دهه اخیر با ماهیتی متفاوت وبرخاسته از گفتمان مدرنیته،مردود به نظر می رسد وکمتر می تواند با فروکش کردن موج چپ جهانی در برابر گفتمان لیبرال کمرراست کند. اما می توان گفت،تفکیک قدرت ومعرفت در تئوری لیبرال براین حقیقت که " شرق " محصول قدرت امپریالیستی است و مستقل ازآن قدرت ها نمی توان آن رادرک کرد ، ماسک می زند .ادوارد سعید در سال 1978 در کتاب شرق شناسی خود برخی نظریه های موجود در رابطه با شرق را از نگاه غرب ترسیم کرد . سعید شرق را در مقابل غرب به عنوان یک "دگر بود" معرفی می کند . این دگر بود از نظر سعید بر خلاف نظریه مارکس که شرق را فاقد تاریخ می داند ، بر آمده از یک جدال تاریخی بین مسیحیت وآیین های شرقی می داند .
مارکس در نظریه " شیوه تولید آسیایی" خود معتقد است که هند به عنوان یک فرهنگ بسیط شرقی،تاریخ ندارد.
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |

