تبليغاتX
اندیشه


اندیشه

فرهنگی

 گفت و گوی چاپ نشده با مرحوم پرویز ورجاوند

 هاشم باروتي – مسعود سفيري

 حدود 2 سال و اندی پیش با مسعود سفیری عزیز به بهانه پیروزی انقلاب 57 خدمت مرحوم ورجاوند رسیدیم تا باب گفتگویی شود از آنچه پس از انقلاب به وقوع پیوست. پیروزی ها و ناکامی . قرار بود این گفتگوی صمیمانه در روزنامه اعتماد ملی به چاپ برسد که بنا به صلاحدید مسوولان این نشریه به وقوع نپیوست . گرچه این مصاحبه در بسیاری از سایتهای داخلی و خارجی بازتاب فراوانی داشت اما بر خود واجب دانستم که این گپ دوستانه به بهانه پاسداشت یاد مرحوم ورجاوند مجدددر وبنویس خود انعکاس یابد.

 س: در آستانه بيست و نهمين سالگرد انقلاب اسلامي ايران هستيم اگر بخواهيم به نقش احزاب در روند انقلاب نظري بيافكنيم يكي از احزاب مهم آن دوران جبهه ملي ايران است به اين دليل كه قبل از انقلاب اسلامي وقبل از حوادث سال 42 كه در تاريخ معاصر به آغاز نهضت امام خميني موسوم شده است از آن ياد مي‌كنند. جبهه ملي در واقع بنيانگذار يك حركت عظيمي است كه بازتاب‌هاي بين‌المللي هم دارد يعني نهضت ملي شدن صنعت نفت توسط مرحوم دكتر مصدق.

در نگاه اول به نظر مي‌رسد جبهه ملي زاده شرايط است و دكتر مصدق براي تشكيل جبهه ملي برنامه‌اي ندارد و جبهه ملي براساس يك سري حوادث كه ريشه‌هاي بيروني دارد تشكيل مي‌شود و نهضت ملي را پي‌گيري مي‌كند و در ادامه راه ناكام مي‌ماند و ائتلاف‌هايش جواب نمي‌دهد. در 28 مرداد 32 به نظر مي‌رسد اين جبهه توانايي جذب توده‌ها و مردم را نداشته و دو دليل هم دارد يكي اينكه بخشي از جامعه به دنبال حزب توده است كه اين حزب برايش جذابيت دارد و بخش دوم طيف سنتي است كه به دنبال روحانيت است. بنابراين بخشي از جامعه ايران به دنبال جبهه ملي است كه قشر متوسط است و كاري از دستش بر مي‌آيد.

جبهه ملي دوم تشكيل مي‌شود، جبهه ملي در كوران حوادث دهه 40 كه فضا به شدت راديكاليزه مي‌شود جا مي‌ماند و در واقع جوانانش جذب ايدئولوژي‌هاي ديگر مي‌شوند از جمله اگر روايت‌هاي تاريخي را بپذيريم بيژن جزني كه بنيانگذار سازمان چريك‌هاي فدايي خلق است از سازمان جوانان جبهه ملي جدا مي‌شود. بعد نهضت آزادي هم هست كه با روحانيت همكاري مي‌كند اما جبهه ملي چراغ خاموش پيش مي‌رود. اگر شما بخواهيد نقش جبهه ملي را براي ما باز كنيد در آرايش نيروهاي سياسي حاضر در پيروزي انقلاب، جايگاه جبهه ملي را چگونه و در كدام بخش ارزيابي مي‌كنيد ، بخش مدرن جامعه، بخش سنتي جامعه و يا جبهه ملي به دنبال تدارك يك آرايش سياسي جديد است؟

 

ج:من تصور مي‌كنم با توضيحاتي كه شما داديد قبل از اينكه به اين مساله بپردازيم مطلوب‌تر است به پيشينه‌اي كه شما به كوتاهي بر شمرده‌ايد پرداخته مي‌شد.

به دليل اينكه به عمده مواردي كه شما اشاره كرديد بايد از يك زاويه ديگري نگاه كرد، بله جبهه ملي شكل‌گيري‌اش در يك شرايط خاصي و در يك زمان كوتاهي صورت مي‌گيرد اما نكته مهم عبارت از اين است كه جبهه ملي را در قالب يك جريان بايد مورد مطالعه قرار داد. يك جرياني كه به مجموعه‌اي از مسايل كه در پيوند با منافع ملت ايران قرار دارد، چهره‌هايي كه در آن نقش آفرين مي‌شود از سال‌هاي قبل يعني دست كم از دوران قبل از جنگ جهاني دوم و بعد از اشغال ايران و سقوط رضاشاه ما شاهد آن هستيم كه در آن شرايط به شدت آشفته كه شمار زيادي روزنامه و جريان سياسي به وجود مي‌آيد برخي از افرادي كه به عنوان چهره كليدي جبهه ملي مطرح مي‌شوند در زمينه پيام‌رساني به جامعه حركت‌هايي را آغاز مي‌كنند كه اين حركت‌ها مجموعا روندي را به وجود مي‌آورد كه به تشكيل جبهه ملي ختم مي‌شود. اين حركت‌ها در چارچوب نقد شديد ساختار يك حاكميت مستبد است. اين حركت‌ها در چارچوب موضع‌گيري شديد در مقابل قدرت، نفوذ و حضور استعمار است. اين موضع‌گيري‌ها در چارچوب ايجاد يك فضاي آزاد و گام برداشتن به سوي دموكراسي براي حضور گسترده‌تر مردم در صحنه است. نكته مهم عبارت از اين است كه درست در شرايطي كه چنين جرياني در جامعه در حال شكل‌گيري است و سمت و سوهاي خودش در ابعاد آزادي، دموكراسي و نبود ديكتاتوري و موضع‌گيري در مقابل استعمار و ساختار حاكميت وابسته به آن است درست در چنين شرايطي با توجه به اسناد و مداركي كه حدود چند سال اخير بر ملا مي‌شود شما شاهد اين مساله هستيد كه يك حزب قدرتمندي به كمك پول، سازماندهي چهره‌هاي سياسي وابسته به اتحاديه شوروي در ايران پايه‌گذاري مي‌شود. يعني به هيچ وجهي پديده حزب توده را خارج از طراحي‌هاي اتحاديه شوروي و امكانات گسترده‌اش نمي‌توانيم ببينيم. همان طور كه همگان مي‌گويند حزب توده يكي از گسترده‌ترين سازمان‌هايي است كه در ايران شكل گرفته است يادمان باشد از روزي كه پاي نيروهاي شوروي به ايران رسيد و در هر شهري، حتي تا زير گوش تهران در شهر قزوين،‌در تمام نقاطي كه در اشغال نيروهاي شوروي بود، جريان‌هاي فرهنگي را مي‌بينيد كه توسط ارتش شوروي پديد مي‌آيد. شما مي‌بينيد كه روزنامه‌نگاراني را اتحاديه شوروي مي‌آورد تا در آذربايجان و جاهاي مختلف ايران بتوانند نشريه منتشر كنند.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:33 توسط هاشم| |

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

                   دکتر علی شریعتی

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 9:0 توسط هاشم| |

 

سرود پرنده ای نمی شنوم

                              جز قیل و قال سیاه کلاغان روسپی

                                       بر درخت خشک شده ای که هیچ نشانی از تو ندارد

 از برکه چشمانم زلالی یاد تو دود شده است

                                     ای نخستین رستاخیز هبوط آدم و حوا                      

                                                 

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 15:46 توسط هاشم| |


Design By : Night Skin