اندیشه
فرهنگی
عشق روي صداي پياده روي هايت شبهايت كه بوي نيمه ي سيگار ميدهد با تو مرا راه برده تا گرستن آهو در كوره راه هاي سفر در تاريكي. شش ميليارد و يكي كلمه در يك هزارو يك شب آن ظلمت يعني تو با قطار دودي ري مآيي تا قصه هاي مردم كوه قاف به سي مرغ بشكند و من براي قصه هاي تب آلودم شش ميليارد و يكي بار فقط صداي خودم را كنار عشق تو برخيزم. اينها همش قديمي و فرتوتند حروف كند جهان را ميگويم تو باز هم بيا به غفلت آن آهو بيا به ظلمت دريا ها برگرديم و در حواس شرجي ساحل مثل آن شب مخمور كه كاكاوند براي تلخي روحم هزار و يك چهار قل از سازش نواخت روي خط حامل ويراني بيا دوباره به روياها برگرديم عزيزكم.
كلمه كلمه كلمه
به تو هاشم تقديم ميكنم. با يك دنيا دلتنگي
| Design By : Night Skin |


