اندیشه
فرهنگی
در وحله اول رییس دولت نهم با توجه به سعی دولتش در جلب آرای مردم با تکیه بر شعارهایی که این روزها جز نخ نمایی چیزی بر چهره اش نمانده و با اما و اگر های زیادی همراه است به دنبال احیای قدرت در اردوگاه کوچک خود است. احمدی نژاد در دهمین دور انتخابات تنها به توجه به ناگزیری ایدئولوژیکی اصولگرایان درانتخاب خود به صحنه آمده است و تا به امروز تریبونهای دولتی به حق در طرح پروژه های ناتمام دولت نهم و وعده های تکراری آن سنگ تمام گذاشته است. چالش محافظه کاران در انتخاب مجدد طفل ناقص اصولگرایی گرچه هزینه های بسیاری را به بدنه و شاکله طیف های مختلف محافظه کاری تحمیل کرده و می کند اما امید به این مساله که احمدی نژاد ممکن است در تعیین ساختار دولت از تمام ظرفیت خود سود ببرد را در معادلات سیاسی مغفول نگذارده است . هر چند تجربه انحصار مدیریتی در دولت نهم بارها سر کردگان احزاب و جریانات محافظه کاری را به فکر فرو برده است که آیا این تجربه انحصار در دولت دهم با ریاست جمهوری مجدد آقای احمدی نژاد خواهد شکست یا نه؟ شاید به همین دلیل است که بسیاری از این جریانات حاضر نیستند با تمام قامت پشت منتخب خود بایستند و از او دفاع کنند. چالش پراتیک و بیشتر سیاسی مجلس و دولت طی سالیان گذشته از ویژگی هایی برخوردار بوده که این میان تا حدودی مجلس توانسته است بیشتر سر بلند از آن بیرون آید. ضعف دولت احمدی نژاد در تخصیص بودجه و منابع و نادیده گرفتن قوانین جاری کشور ، مجلس را در ظاهر بر آن داشت تا بر سر اعاده حیثیت از خود مقابل دولت بایستد که در عمل مجلس هشتم با اکثریت اصولگرایان نتوانست به وظیفه قانونی خود عمل کند و حتی نتوانست در انجام این مهم ، دیگر رکن نظام یعنی قوه قضائیه را با خود هم ساز کند و نهایتا دولت با همراهی بخش عمده ای از مجلسیان بر طبل مدیریت سیاسی خود بکوبد و چالش این دو نهاد در حد توصیه هایی به پایان رسد. از سوی دیگر وجود حد اکثری منابع مالی به واسطه رانت موجود در فروش نفت و صرف مقطعی آن در جلب آرای عمومی این فرصت را از محافظه کاران می گیرد که بتوانند با طرح چهره ای متفاوت و شعارهای تبلیغاتی از نوع دیگر صف بندی تازه ای را مقابل احمدی نژاد و بعد اصلاح طلبان شکل دهند. این انتخاب ناگزیر در صورت موفقیت اصولگرایان هزینه بسیاری بر جامعه تحمیل می کند که آتش آن ممکن است برای سالیان دراز دامن کشور و بیشتر از همه خود جریان محافظه کاری را بگیرد که با توجه به سوء مدیریت دولت نهم در حوزه های مختلف اقتصادی ، سیاسی- بین المللی ، اجتماعی و فرهنگی که آثار و تبعات آن همچنان دامن گیر کشور است ، بعید به نظر نمی رسد. دفاع صرفا ایدئولوژیک طیف راست از احمدی نژاد به بهانه حفظ قدرت در اردوی محافظه کاری با توجه به نتیجه اندک آن برای طیفهای خواهان مشارکت در قدرت سیاسی بیشتر به طنزی تلخ شبیه است تا رهبردی استراتژیک و هزینه حاصل از این حمایت نیم بند فرصت بازسازی اصولگرایان را برای سالیان سال خواهد گرفت و بیش از آنکه نوید بخش یک ساختار منسجم سیاسی برای جریانات حامی احمدی نژاد باشد منادی یک فروپاشی سیاسی خواهد بود. شاید به اعتقاد بسیاری از اقشار تحریم کننده انتخابات این اتفاق می تواند خود راهبردی برای برون رفت از وضعیت فعلی باشد که با توجه به هزینه های مترتب آن بعید به نظر می رسد این مساله به نفع منافع ملی کشور تمام شود. از سوی دیگر انشقاق فعلی در جبهه اصولگرایی با آمدن مجدد احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری به پایان نخواهد رسید و چالش فرساینده از این انتخاب به مراتب از چهار سال گذشته بیشتر هم خواهد شد . چرا که عملکرد مدیریتی ایشان در عزل و انتساب های مختلف ، دوست را به مخالف و مخالفان را به معاند تبدیل کرده است و به نظر بعید می رسد که رییس دولت نهم بتواند عادت مدیریتی خود را تغییر دهد . با توجه به این موضوع که عمر هر رییس جمهوری بیشتر از دو دوره چهار ساله نیست( اگر شانس یاریش دهد ) بعید به نظر می رسد پس از پایان این فصل ، بازی در اردوگاه اصولگرایان به همین شکل ادامه پیدا کند و جایی برای طفل نو پای اصولگرایی با شکل وشمایل فعلی وجود داشته باشد.پس در نتیجه درمحاسبه هزینه - فایده این عمل سیاسی ، جز بن بست راهی برای طیف اصولگرا با این ایدئولوژی حد اقلی باقی نخواهد ماند واگر بخواهیم کمی انتزاعی به این مساله نگاه کنیم ، شاید بهتر باشد این جریان سیاسی به فکر این باشد با انتخاب چهره ای جز احمدی نژاد حال از جریان مخالف فرصت بازسازی را برای خود مهیا کند تا اینکه اصرار کند این در به همین پاشنه بچرخد.البته شاید جریان محافظه کاری اگر بر آوردی جز موفقیت احمدی نژاد داشت راه ها و چهره های دیگری را نیز می آزمود . در بعد بین المللی نیز هیچ دولت لیبرالی تا کنون نتوانسته بود این چنین بی مهابا دست دوستی به سمت دشمنان ایدئولوژیک خود دراز کند و با تکیه بر سیاستهای چند پهلو ، دنیا را در سر در گمی فرو برد.این تابلوی هنر نخ نما تا کنون بر دیوار هیچ سیاستمداری به این اندازه نتوانسته است برازنده آویخته بماند و این موضوع ،غرب را تا به حال وادار به ادامه جنگ دیپلماتیک به جای جنگ نظامی کرده است . حال یک سوال مطرح می شود و آن این است که دولت نهم تا کجا می تواند این نوع بازی نا موزون را ادامه دهد و آیا جز این نوع از سیاست ورزی کار دیگری از آن برای برون رفت از انزوای فعلی ساخته است. عدم وجود یک ساختار منسجم دیپلماتیک در مواجهه با مشکلاتی چون تحریم های پیاپی و فقدان انگیزه های ملی دردفاع جانانه از حقوق مسلم کشور با طرح دیدگاههایی فقط وفقط ایدئولوژیک تا بر آمده از استدلال و کار کارشناسی در حوزه بین الملل با ارایه مباحث تکراری راهی جز از دست رفتن فرصت برای کشور باقی نمی گذارد و ادامه این سبک از دیپلماسی جز اتحاد اضلاع غرب برای مواجهه با ایران پیامدی برای ما نخواهد داشت. حرکت دولت نهم برای زدودن گرد بد بینی و ارتباط با آمریکا اگر چه جاذبه و امیدهایی را بین توده مردم ایجاد کرد اما از سوی دیگر انتقاد بسیاری از هم طیفی های خود چون علی لاریجانی را به عنوان رییس مجلس و سخنگوی بخشی ازجبهه اصولگرایی را در پی داشت که علاوه بر آن می توان به اعتراض بخشی از اصلاح طلبان نیز اشاره کرد. شاید تا چند ماه پیش احمدی نژاد می توانست از تز رابطه با غرب به عنوان برگ برنده ای در انتخابات استفاده کند اما با گذشت زمان و عدم ارایه راهبردی برای برون رفت از وضعیت فعلی ، غرب با تاکید بیشتر به واسطه نفوذ روز افزون صهیونست ها در لابی با آمریکا ، بر تحریمهای تازه این فرصت را از احمدی نژاد گرفت که بتواند از این مساله به نفع خود استفاده کند.شاید بتوان گفت پس از پایان کار دولت خاتمی ، دولت نهم سبک دیپلماسی جهانی را در مواجهه با ایران تغییر داد و تلاشهای پیاپی دولت نهم نتوانست اعتماد جهانی را به ایران باز گرداند.
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با شاخصه های منحصر به فردی رو به پایان است و رقبای انتخاباتی کم و بیش برای رسیدن به مسند ریاست جمهوری خود را مهیا می کنند.
| Design By : Night Skin |


