اندیشه
فرهنگی
گورم را بکنید عمیق و پهن در تنگنای سی و چند سالگیم که مویرگهای تخیلم تیر می کشد و هر چه از تو تصویر می کنم جز آهن و دود نیست گورم را بکنید در سر زمینی که خورشید صبح به صبح نوشیده می شود و خاک تیره از خون سیاوشان سبز تا سر انگشتان تردید تا مغز پوکیده سرنوشت شوم این خاک تیر بکشد و دود شود هر آنچه لای انگشتان پیروزم سبز می شود گورم را بکنید عمیق و پهن تا شاید کودکانم نتوانند تصویر مرگم را هجی کنند بین سرنوشت و انتظار من فرزندان زیادی را در خاکستری مرموز زندگی دفن کرده ام و گریسته ام گو رم را بکنید در ضرباهنگ آهن و تشویش در کدورت قلبهایی که نقاب مهرورزی را به سخره گرفته اند گورم را بکنید و از مناره نکبت جاودانگی نعره انسانیت را بالا بیاورید گورم را بکنید زودتر از اینکه این چکامه به پایان رسد
| Design By : Night Skin |


