اندیشه
فرهنگی
تو چه ميداني كه فيلها
چقدر زيبا هستند
و كرگدنها
با چه لطافتي آواز چكاوك ها را ميشنوند
و خرسها به چه آرامشي
خواب دوستيهايشان را ميبينند
دوست من به سوت موشكها ميانديشد
و گريههايش را ميخورد
مادرم بر جنازههاي شهر اشك ميريزد
و برادرم كه هنوز به دنيا نيامده است
به فردا فكر ميكند
و من همچنان كودكي هستم
كه ميخهاي تابوت را ميشمارد
و فكر ميكند كه دنيا پايان خوبي دارد!
نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت
15:39 توسط هاشم| |
| Design By : Night Skin |


