اندیشه
فرهنگی
سربازان پس از زنان و كودكان بدون شك قربانيان جنگ هستند. آنهايي كه پس از ناپلئون از لباسهاي نظامي فرانسوي به نشانه سربازان پيروز استفاده ميكردند و آنها كه پس از 1918 از لباسهاي نظامي انگليسي براي قدرتنمايي بهره بردند و آنهايي كه امروز به نشانه تسط و قدرت لباسهاي نظامي آمريكايي را ميپوشند (خوانندگان روسيه را فراموش كنند)ا ما <قدرت> در لوله تفنگ نيست. حداقل امروز بايد باورها و اعتقادات و حتي فرهنگ را نشانه قدرت گرفت و زمينههاي بروز هرگونه جنگي را بايد در فضاي رواني حاكم بر فرهنگ و قدرت اقتصادي و صنعتي جستوجو كرد. فرهنگ گستره وسيعي از باورها و ابزار است. افسانهها كه قديميترين شاخههاي فرهنگي محسوب ميشوند سرشار از قهرمانان جنگي و ستايش عميق اعمال جنگ و ستيزي هستند كه خدايان اساطيري آنها را تشويق و ترغيب ميكنند.ريشه خدايان اساطيري ستايش جنگ را در مغربزمين بسيار ميتوان سراغ گرفت. از جمله ميتوان والهالا) معبد پندئون> اما در شرق افسانهها و اسطوره در ستيزهجويي و نبرد همگن و هماهنگ نيستند چنانچه ميتوان رامايانا > اسطورههاي چيني در اين خصوص بيش از حد مسالمتآميز هستند چنانكه سربازي در رتبههاي اساطير چيني چنان شان نازلي دارد كه قبل از <دزد> قرار ميگيرد! اما اين تمام ماجرا نيست. شرق و غرب جهان سرشار از اساطيري هستند كه يا با نرمخويي و حيله و يا با سختجاني و رو در رويي مي كشند و شراب مينوشند. خداي رعد و برق و جنگجويي كه بزرگترين خداي ودايي است ايندرا> افيونه آنهايي كه جان سالم بهدر برده بودند و اسير و برده شده بودند پس از پيروزي رقيب در خيل گلههاي قرباني قرار ميگرفتند كه بايد در معابدي چون پندئون يا وال هالا نثار خدايان ميشدند. سرهاي بريده با جرم يا بيجرم و بيجنايت هزاران نفر از اسرا اسباب نشاط مجلس بزم پيروزي فاتحان ميشد. آشوريها، مصريها، آزتكها خيل قربانيان خود را در ميان دود كندر وبا فريادهاي سرور و شادي و شعف سر ميبريدند! اينها اعمالي است كه از انسان نه چندان دور ثبت و ضبط شده است. بربرها، كشاورز شدند و كشاورزان فئودال و فئودالها صاحبان بزرگ كارتلهاي صنعتي، صنعتگران با كمك سياستمداران و اقتصاد چرخانان جهان امروز اسلحهسازاني هستند كه قربانيان خود را به معبد نميبرند بلكه چنان وسيع دست به كشتار جمعي بشر ميزنند كه كشتارگاهها به معابدي براي عزاداري قربانيان بدل ميشود. امروز اسرائيل محصول اقتصاد و صنعتي است كه از روح ديو برخاسته است و نه مايهاي انساني كه بتوان بر آن با ارزشهاي انسان منشور سازمان ملل قضاوت كرد! آمريكاييها <پسر كوچك> را در حالي در هيروشيما منفجر كردند كه مدعي بودند براي نجات سربازان آمريكايي از مرگ بيشتر ناچار به انفجار اتمي بودند. آنها اسرائيل را با اقتصاد، صنعت و سياست خود در حالي پشتيباني ميكنند كه بيش از 200 كلاهك هستهاي دارد و از درون تمام پلشتيهاي اساطيري شرق و غرب عالم را در خود ذخيره كرده است. رزمندگان جنوب لبنان در حالي با اسرائيل نبرد ميكنند كه مانند قربانيان باستان كه خود را به پيشگاه خدايان تقديم ميكردند، براي مرگ افتخارآفرين جنگاوران پيش از مرگ عزاداري كردهاند و مورد تكريم قرار گرفتهاند. اين نقطه رهايي رزمندگان جنوب لبنان است. زيرا آنها نه براي نوشيدن شراب در كاسه سر دشمن ميجنگند كه براي مرگ خويش پيش از وقوع گريستهاند. گرد و خاك و دود و آتش ناشي از بمبارانهاي بيامان، توپبارانها و موشكبارانها و آتشريزانهاي بيوقفه بر سر زنان و كودكان بيدفاع لبناني گويي همان دود كندري است كه پيش از بريدن سر قربانيان در مصر باستان بلند شده است اما اينبار الهه گان صاعقه و خداوندان نابودي هم در خيل قربانيان تير و تركشي هستند كه خود رها كردهاند! تيتانهاي باستان با افراشتن كوها بر روي هم در صدد تسخير آسمان برآمدند و امروز آسمان لبنان زير بال بمبافكنهايي شيهه ميكشد كه تيتانهاي مدرن اسرائيلي سوار بر آن به تسخير آسمان و زمين ميانديشند اما آنها غافلند كه جهان شرق صاحب اسطوره كالي
| Design By : Night Skin |


