اندیشه
فرهنگی
پس از رد پيشنهاد ايران در رابطه با ارتقاء سطح مذاكرات با آمريكا توسط كاخ سفيد مجددا سياستهاي خصمانه آمريكا عليه ايران قوت گرفت. اين مساله را ميتوان مربوط به نزديك شدن مجدد بريتانيا به ايالات متحده دانست. موج وحشت ناشي ا زتروريسم در لندن باعث شد كه افكار عمومي بريتانيا به اين باور برسد كه گريزي از همياري و نزديكي به آمريكا نيست اگر چه ادامه روال گذشته نميتوانست توجيهكننده سياستهاي ضدجنگ براون باشد. بوش اگر چه با اتكاء بر توان نظامي خود سعي در همراه كردن اتحاديه اروپا و روسيه در مواجهه با حكومت استبدادي صدام نداشت و تنها گوشه چشمي به خطاي استراتژيكي بلر در همراهي با خود داشت اما پس از شكست رژيم صهيونيستي از حزبالله و مربوط دانستن آن به ايران، كاخ سفيد به اين نتيجه قطعي رسيده است كه براي مواجهه با ايران كه لزوما رويارويي نظامي نيست نيازمند همكاري جهاني است. وزير دفاع آمريكا بر اين عقيده است كه علاوه بر تحريمهاي اقتصادي، افزايش سطح همكاريهاي نظامي واشنگتن و اعراب نيز در افزايش حجم فشارها به منظور خاتمه دادن به فعاليتهاي هستهاي ايران تاثيرگذار است. هرچند بسياري از كشورهاي عرب منطقه از ادامه فعاليتهاي هستهاي ايران ابراز نگراني ميكنند اما هيچ يك اين تهديد را قريبالوقوع نميدانند. با اين حال رايس با اشاره به اينكه ايران مهمترين چالش استراتژيك آمريكا است در اينكه ايران يكي از اهداف اين معامله در سفرهاي اخيرش بوده است پردهپوشي نكرد. در اين ميان نميتوان به آتش افروزي ايدئولوژيك آمريكا در رابطه با اختلافات شيعي و سني اشاره نكرد تاكنون سياستهاي جمهوري اسلامي ايران پرهيز از اين نوع اختلافات بوده و همواره از اهل تسنن به عنوان برادران مذهبي (اسلام) ياد كرده است. موضوع عراق با آمريكا با تيتر درشت (شكست در بغداد) كه به بهانه ايجاد امنيت و دموكراسي به اشغال درآمد نميتواند چندان براي دولت بوش خوشايند باشد و ترجيح ميدهد كه ناتواني خود در اداره امور را به گردن عامل ديگري چون ايران بياندازد. آمريكا با كمك گرفتن از ابزارهاي رسانهاياش در القاي اين موضوع تا حدودي موفق عمل كرده است و مستندات خود را در حمايت ايران از حماس، حزبالله و سوريه قرار داده است. از آنجايي كه اختلاف ايران و اعراب در به رسميت شناختن حماس و حزبالله وارد فاز جديدي شده است . نزديكي اعراب به آمريكا و اسرائيل به دور از انتظار نبود. شايد بر همين اساس بود كه بوش به فكر راهاندازي كنگره صلح در خاورميانه به بهانه به رسميت شناختن اسرائيل افتاد تا جبهه جديدي را عليه ايران شكل دهد. اين ميان نميتوان به نقش سنتي و عميق كشورهايي چون مصر و عربستان اشارهاي نكرد. مذاكرات سهشنبه شب ميان شاه عبدالله پادشاه عربستان و رايس بسيار مهم بوده و نشان دهنده آغاز يك رويارويي سياسي ميان آمريكا، اعراب و مصر از يك سو و مخالفانش از سوي ديگر است. با توجه به روند طولاني تحقق اهداف آمريكا در عراق، كاخ سفيد توجه خود را به جبهه ديگري معطوف كرده است. نكته جالب اينكه همگرايي اعراب و كاخ سفيد به مرحلهاي رسيده است كه ديگر اسرائيل بهانهاي براي مخالفت با كمك تسليحاتي آمريكا به اعراب ندارد. آرايش سياسي آمريكا در منطقه در جهت عقب نشيني ايران از برنامه هستهاياش صورت گرفته است و تا روشن شدن مواضع ايران ادامه مييابد. ايران بارها به صورت رسمي و غير رسمي اعلام كرده است كه برنامهاي براي عقبنشيني از مواضعش ندارد. برنامه ديگر آمريكا مربوط به همسايه مرزهاي شمالي ايران است. آمريكا با طرح سپر موشكي در اروپاي شرقي جبهه جديدي را براي رويارويي با روسيه تدارك ديد. اگرچه پوتين به پشتوانه پيشينه كشورش در اداره بخشي از جنگ سرد پاسخهاي در خور توجهي به آمريكا داد اما اين دغدغه تا پايان كار پوتين با وي خواهد بود تا تن دادن به سپر موشكي لكه ننگي بر اقتدار سياسياش نباشد، اما آمريكا هدف ديگري را پيگيري ميكند. فتح قلههاي سياسي روسيه در مرحله كنوني براي آمريكا از اولويت چنداني برخوردار نيست و بوش به رقم مخالفت با سياستهاي پوتين در قبال تغيير نگرش سياسي در كشورهايي كه دچار انقلاب رنگين شدند و مخالفت روسيه با اين تغييرات آمريكا موضوعاتي چون حقوق بشر و دموكراسي را در روسيه مطرح كرد تا پوتين را علاقمند به عقبنشيني از مواضع خصمانه خود در قبال اوكراين، گرجستان، قرقيزستان و ديگر كشورهاي اروپاي شرقي و آسياي مركزي كند. جمهوري خواهان آمريكا اگرچه اين هدف را سرلوحه كار خود قرار دادهاند اما با پيشنهاد طرح سپر موشكي كه به بهانه رويارويي با ايران شكل گرفته است به دنبال ايجاد شكاف روابط بين ايران و روسيه هستند. اگر چه روسيه در شوراي امنيت به نوعي معامله با آمريكا بر سر ايران را همواره مدنظر قرار داده است كه اين ميان ميتوان به تعطيلي كار روسها در نيروگاه بوشهر اشاره كرد اما حمايت از ايران ميتواند همچنان به عنوان اهرمي در برابر آمريكا و غرب براي روسيه مطرح باشد. اين مساله براي كاخ سفيد پوشيده نيست و حل مساله ايران را به عنوان بهترين گزينه براي برچيدن سپر موشكي آمريكا از اروپاي شرقي مطرح ميكند كه اين ميان مساعدت روسيه در همكاري با غرب ميانبري براي برچيدن سپر موشكي از اروپاي شرقي است. حال در اين ميان ايران به عنوان بزرگترين سوژه غرب كه به اعتقاد كاخ سفيد و اتحاديه اروپا مانعي بر سر تحقق طرح خاورميانه بزرگ است بايد تدابيري در رابطه با مواجهه پيشرو داشته باشد و آن حركت به سوي اقتدار دروني و بيروني است. سال 86 از سوي رهبر انقلاب سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام گذاري شد تا تمام گروهها و صاحبان انديشه با همگرايي مانع نفوذ بيگانگان به كشور شوند. لازمه اين كار ايجاد فضايي سالم براي زيست رقبا و احزاب ديگر كه عمدتا درون حاكميتي نيز هستند است. حركت به سمت يك دموكراسي بومي با مشخصههاي ايراني و ايجاد يك فضاي شفاف و مطمئن براي شكلگيري گفتمانهاي دموكراتيك ميتواند سد محكمي در برابر زيادهخواهي غربيان باشد. از سوي ديگر ايران بايد بتواند علاوه بر متقاعد كردن كشورهاي منطقه به صلحآميز بودن فعاليت هستهاياش، روابط خود را با كشورهاي منطقه بهبود ببخشد و براساس يك ديپلماسي فعال منطقهاي سعي در حفظ دوستان قديمي و بهبود روابط با كشورهاي بيطرف و مخاصم داشته باشد كه اين مساله هيچگاه نميتواند به معناي عدول از ارزشهاي يك ملت باشد.
| Design By : Night Skin |


