تبليغاتX
اندیشه - جنگ خانمها ،آقایان -بهروز قزلباش


اندیشه

فرهنگی

جنگ، خانم‌ها و آقايان!
نويسنده : بهروز قزلباش
فرمان جنگ را خداوند صادر مي‌كند. اواين كار را با تقسيم صفات بين خداوندان زمين، از جمله خداي سپاهيان و سربازان انجام مي‌دهد. اين الگوي تفكر بشري است كه در چهره خدايان المپolympe و از جمله آن‌ها ولكانسvulecain ژنون، همسر ژوپيتر junon ، مركور فرزند ژوپيترmercure و... تجلي يافته است. فارغ از باورهاي اساطيري و افسانه‌اي بشري درباره اقامت خداوندان باستان در كوه‌هاي المپ كه فرمان جنگ را صادر مي‌كردند بشر در كتاب‌هاي مقدس هم با موضوعات جنگي و يا فرامين جنگي مواجه شده است. در باب سي‌ام از ارميا، نبي آمده است: <اينك توفان خداوند، غضب خداوند،‌با حدت ظاهر مي‌شود و بر سر شريران فرو مي‌ريزد. حدت خشم خداوند تا برآورده شدن تمنيات قلبي‌اش فروكش نخواهد شد.> و فرمان صريح قرآن كريم در آيه 9 از سوره نهم چنين است: <با كساني كه به خداوند و روز رستاخير ايمان ندارند و آنچه را كه خدا و رسولش حرام كرده، حرام نمي‌دانند، جنگ كنيد و نيز با اهل كتاب كه به دين حق نمي‌گروند، بجنگيد، با آنان تا هنگامي كه به دست خود جزيه دهند و تسليم شوند، بجنگيد.> جنگ‌ها در ميان بشر چنان <بد اخلاقي> و <بد بشري> را به‌جاي گذاشته‌اند كه نفرت از خواندن خاطرات جمعي جنگ‌هاي جهان سراسر وجود انسان را تسخير مي‌كند. تصور كنيد خونريزي و مرگ به‌جاي ترانه و شعر! ريمون داژيل كه يكي از مقامات مذهبي در شهر پويي فرانسه بود (اين شهر در 514 كيلومتري جنوب شرقي پاريس واقع است) درباره تسخير اورشليم در جنگ‌هاي صليبي مي‌نويسد. <مناظر تحسين‌انگيزي ديديم... در خيابان‌ها و ميادين شهر، شاهد تلي از سرها، دست‌ها و پاها بوديم. افراد و سواران اجساد را لگدمال مي‌كردند... خون تا زانوي سواران و لگام اسب‌ها مي‌رسيد... اين فرمان عادلانه و ستايش‌انگيز خداوند بود كه مي‌خواست اين مكان به خون كساني آلوده شود كه آن را مدت‌ها با سخنان كفرآميز خود ملوث كرده بودند... مردم در كليسا و در تمام شهرها خدا را شكر مي‌كردند.> پاداش جنگ از ديدگاه اسلام چنين است: <اموال و جان خويش را فدا كنيد... خداوند گناهان شما را خواهد بخشيد. خداوند شما را به باغ‌هايي كه زير درختانش نهرها جاري است، وارد خواهد كرد... آيات 88 و 89 از سوره نهم قرآن كريم.> بشر اگر جنگ را مشيت الهي تصور كند، يا تصميم درباره جنگ يا صلح را تابع تصميم شهروندان و مردم بداند... يا <جنگ> را موجد و متمدن‌كننده بشر تلقي كند! ناچار به دليل عدم امكان استقرار دايمي جنگ بايد به صلح رو آورد. زيرا صلح مفهومي ابدي و ازلي از عشق و رستگاري را در خود نهفته دارد. بشر براي صلح و شعر و ترانه پا بر زمين گذاشت نه براي تفنگ، انفجار بمب و ريختن اشك‌ها و دست‌ها و سرهاي كودكان و سپس افتخار به ريختن خون بشر تا زانو در اورشليم! اما اين حرف در شرايط <بد اخلاقي> جهان به گوش كسي نمي‌رسد. او نه قدر شعر و زيبايي جهان را درك مي‌كند و ارزش صلح را ادراك مي‌كند و نه اعتقادي به آن دارد. ناچار بايد به سمتي برويم كه بشريت فرمان جنگ را در اختيار هنرمندان، نقاشان، اديبان و شاعران قرار دهد و فرمان صلح را در اختيار سربازان بگذارد. زيرا هنرمندان به دشواري‌ توان ابلاغ فرمان جنگ دارند اما فلاسفه و سربازان و سرهنگان ساده‌تر از نوشيدن يك ليوان آب فرمان جنگ مي‌دهند ولي وقتي كه سربازان از مرگ بترسند، صلح يك موهبت الهي است. به افكار نيچه نگاه كنيد. او مي‌گويد: <شما بايد صلح را مانند ابزاري براي جنگ‌هاي جديد دوست بداريد و كوتاه‌مدت‌ترين صلح را انتخاب كنيد.> مشروعيت كه امروز در جامعه ما كليد واژه بنيادين در تعامل قدرت - قدرت و ملت - ملت و بالاخره دولت - ملت است و به معناي حق تسلط است نه پذيرش مقبوليت از ديدگاه نيچه چنين گزارش شده است: ...< شما مي‌گوييد كه <انگيزه> خوب جنگ را مشروع مي‌كند. من به شما برادران مي‌گويم: <جنگ خوب> هر انگيزه‌اي را مشروع مي‌كند....> بازهم از زاويه‌‌اي ديگر به موضوع جنگ از ديدگاه نيچه در حد عبارات كوتاه‌نظر بيندازيم: <جنگ بايد بي‌رحمانه و عاري از ترحم باشد، تا نتيجه قطعي حاصل شود. تهور و سنگدلي، دلاوري، خدعه، نيرنگ، هشياري و در يك كلام <قدرت> تنها فضيلت‌هايي هستند كه در جنگ پسنديده‌اند.> شما را به خدا آدم بايد اين‌قدر ديوانه باشد كه عقل و عمل خود را به دست فلاسفه بسپارد؟! يا آن‌قدر ترسو باشد كه بلافاصله دست به تفنگ ببرد و شليك كند و تحت امر سرهنگان و سرداران و امراي ارتش يا فرمانداران نظامي يا بكشد يا خود را به كشتن بدهد؟! اما نمي‌توان پذيرفت كه اگر دشمن با بولدوزر خانه شما را خراب كرد بعد هم با اسلحه قلب كودك شما را هدف گرفت و شليك كرد و زنان را به اسارت كشيد و به جوخه‌هاي مرگ سپرد و اين صفت را تا كشتار قبيله‌اي و ايلي و روستايي و شهري مانند كشتار صبرا و شتيلا به اوج رساند. بعد هم اگر خون‌هاي ريخته شده تا زانويش بالا نيامد و خركيف نشد باز به كشتار ادامه دهد آنگاه جنگ تنها امكان ناگزير است و انفجار موشك‌ها در تل‌آويو كه چه عرض كنم در نيويورك و واشنگتن هم امر محالي نيست. و تو مجبوري باد در گلو بيندازي و بگويي <خانم‌ها و آقايان، جنگ.>! چه خدايان المپ بخواهند و يا نه، حمله سراسري انجام خواهد شد و انفجار موشك‌ها و تكه‌تكه شدن كودكان امري قطعي است. محل كار خود را ترك و به جنگ برويد!
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 15:24 توسط هاشم| |


Design By : Night Skin