اندیشه
فرهنگی
كميسيون نفت و پيشنهاد جبهه ملي كميسيون نفت پس از گذشت مهلت دو هفتهاي دريافت پيشنهادها، از روز 14 بهمن 1329، مجددا آغاز به كار كرد. چندين پيشنهاد از نمايندگان رسيده بود. يكي از اين پيشنهادها، پيشنهاد جبهه ملي بود كه 11 نفر زير آن را امضا كرده بودند: ..." به نام سعادت ايران و به منظور كمك به تامين صلح جهاني، امضا كنندگان ذيل پيشنهاد مينماييم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملي اعلام شود؛ يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهرهبرداري در دست دولت قرار گيرد. الهيار صالح، حائري زاده، دكتر محمد مصدق، حسين مكي، دكتر شايگان، مي ر سيد .علي بهبهاني، عبدالقدير آزاد، محمد نريمان، عباس اسلامي، دكتر مظفر بقايي كرماني، كاظم شيباني." در نخستين جلسه كميسيون دكتر مصدق دو پرسش كتبي از رزم آرا، نخست وزير كرد: "اول، آيا دولت شما، ولو با كمك متخصصين خارجي، قادر است كه از معادن نفت جنوب بهره برداري كند يا نه؟ چنانچه جواب سوال منفي است علل آن را مرقوم فرماييد. دوم: چنانچه دولت ايران هيچ گونه تغييري در مشتريان ندهد و كليه محصولات معادن نفت جنوب را بعد از وضع مصرف داخلي كماكان با دول و بنگاههايي معامله كند كه تاكنون با شركت نفت معامله كردهاند، آيا ممكن است ملي شدن صنعت نفت ايجاد عكسالعملهايي بكند يا نه؟ در صورت امكان توضيح فرماييد كه عكس العملهاي احتمالي از چه قبيل، و نتايج آن ممكن است چه باشد؟"مطرح كردن اين پرسش ها نشانه پختگي، دورانديشي، و سياستمداري دكتر مصدق و جبهه ملي بود. اين پرسشها نه تنها درخواست اطلاعات فني و سياسي براي تصميمگيري خردمندانه كميسيون بود، بلكه دولت را وادار ميكرد كه در اين باره موضع گيري علني بكند. از سوي ديگر، ميتوانست جو بينالمللي و ميزان فشار شركت نفت و دولت انگلستان را بسنجد رزم آرا كه مايل بود دفع الوقت كند تا بلكه مذاكرات محرمانهاش با شركت به نتيجه برسد و منجر به قرارداد شود، پاسخ خود را در روز 25 بهمن 1329، به كميسيون فرستاد. اين پاسخ نه تنها اطلاعات درخواستي را در برنداشت، بلكه مسووليت كسب اين اطلاعات را از خود سلب و به عهده كميسيون واگذار كرد، ولي ضمنا گفته بود كه نخست وزير آماده است حضوري پاسخ شفاهي بدهد. دكتر مصدق كه از پاسخ غير مسوولانه دولت ناراحت شده بود و آن را توهين به ملت ايران ميشمرد، در آن جلسه گفت: .." جواب آقاي نخست وزير به هيچ وجه من الوجوه قانع كننده نبود، بلكه اين احتمالي را كه بنده ميدادم در اين كه نفت را بلاعوض ميبرند، تقريبا قريب به يقين شده است. بنده از جناب آقاي نخست وزير دو سوال كردم. امروز بعد از ملاحظه مرقومه ايشان يقين و مسلم شد كه اين دولت قادر نيست نظريات ملي ما را تامين كند، زيرا اگر دولت قادر بود، اين طور جواب نميداد. طوري ميگفت كه اهانتي را كه به ملت ايران كرده جبران شود..." در مطبوعات جهان مطالب زيادي درباره بحران نفت ايران نوشته ميشد و معلوم بود هر دو دولت آمريكا و انگلستان كوشش دارند شركت نفت ايران و انگليس را حفظ و حمايت كنند. روزنامههاي ايران هم نوشتههاي جرايد خارجي را نقل ميكردند، از جمله پيشنهاد اين شراكت پنجاه -پنجاه شركت نفت به رزم آرا و پرداخت پنج ميليون ليره وام به ايران. در روز چهارم اسفند 1329، سفير انگلستان در ايران، سر فرانسيس شپرد، كه از پنهان نگهداشته شدن پيشنهاد انگلستان مبني بر شراكت پنجاه -پنجاه با ايران، به خشم آمده بود، در نامهاي به نخست وزير ايران نوشت:...." هيچ كدام از اقدامات، چه راجع به نفت و چه راجع به وام، به آگاهي مردم نرسيده است و اجازه داده شده در افكار عمومي نسبت به شركت شرايط خصمانه ايجاد شود كه متوجه بريتانيا بشود و دولت ايران هيچ اقدامي براي جلوگيري از اين وضع نكرده است..." در روز 12 اسفند 1329، تظاهرات بزرگي از طرف جبهه ملي و جمعيت فداييان اسلام در مسجد شاه برپا شد كه در آن عليه شركت نفت انگليس و ايران ستمهايي كه بر ملت ايران ميرفت، سخن گفتند و شعار دادند. در اين تظاهرات كه بسيار پرشور بود، اعمال رزم آرا تقبيح، و ضرورت ملي شدن صنعت نفت تاييد گرديد. در همان روز، رزم آرا در جلسه كميسيون نفت شركت كرد، رزم آرا در اين جلسه گزارشي را از متخصصان صنعت نفت ارايه كرد كه خلاصه آن اين بود كه ما توان اداره اين صنعت را نداريم و ملي كردن آن به زيان ملت و كشور خواهد بود. در روز 16 اسفند 1329، سپهبد رزم آرا، نخست وزير، كه براي شركت در ختم آيت الله فيض به مسجد شاه رفته بود، توسط خليل طهماسبي، عضو جمعيت فداييان اسلام،هدف سه گلوله قرار گرفت و كشته شد. طهماسبي در بازجويي گفت كه چون رزم آرا خائن بود، او را كشته است. ولي شهرت يافت كه يك استوار ارتش همزمان با طهماسبي به سوي رزم آرا شليك كرد و او را كشت.در روز 17 اسفند 1329، كميسيون نفت رسيدگي خود را به مساله نفت پايان داد و به اتفاق آرا پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت را تصويب كرد.آيت الله كاشاني در يك مصاحبه با خبرنگاران خارجي قتل رزم آرا را واجب اعلام كرد و گفت: خليل طهماسبي منجي ملت ايران است.در همان روز اعضاي جبهه ملي در تظاهرات بزرگي كه به مناسبت كشته شدن رزم آرا در ميدان بهارستان برگزار شده بود، شركت كردند. ساعتي بعد آيت الله كاشاني، محمود نريمان، دكتر مظفر بقايي، و حسين مكي در رابطه با كشته شدن رزم آرا بازداشت شدند. تصويب لايحه ملي شدن نفت روز 18 اسفند 1329، مجلس به نخست وزير حسين علاء راي تمايل داد. در همان روز تظاهرات بزرگي به دعوت جبهه ملي، حزب ايران و چند گروه هوادار جبهه ملي در ميدان بهارستان به طرفداري از ملي شدن صنعت نفت برپا شد. در 22 اسفند 1329، در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت با قيد دو فوريت مطرح شد و دكتر مصدق طي سخنراني پرشوري درباره تاريخچه و ضرورت ملي شدن صنعت نفت در ايران گفت:( ..."برشماست)اي نمايندگان مجلس شانزدهم... گزارش كميسيون نفت را بدون فوت وقت كه ممكن است از كيسه ملت ايران برود و ديگر شما موقعيتي به دست نياوريد كه به اين خدمت بزرگ ملي مفتخر و موفق شويد، تصويب كنيد..."در روز 23 اسفند، سفارت انگلستان يادداشتي به دولت ايران داد و به تصويب پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت در كميسيون نفت مجلس اعتراض كرد و تذكر داد كه حسن هم جواري ايجاب ميكند كه قرارداد نفت فسخ نشود. در جلسه علني روز 24 اسفند 1329 مجلس شوراي ملي، سرانجام لايحه ملي شدن صنعت نفت به اتفاق آرا به تصويب رسيد.آن روز پس از تصويب لايحه، تماشاچيان در مجلس غرق در شادي شدند و همه نمايندگان را غرق در بوسه كردند. آن شب در تهران و همه شهرهاي ايران مردم چراغاني و تظاهرات و شادي كردند. خبرنگاران حاضر در مجلس، يادداشت تبريكي خطاب به دكتر مصدق نوشتند و به او رساندند. نمايندگان جبهه ملي بي درنگ پاسخ زير را كه با خط دكتر شايگان نوشته شده بود، براي خبرنگاران فرستادند: ..." آقايان محترم مخبرين جرايد ملي، هر خدمتي جبهه ملي انجام دهد مرهون افكار عمومي است و افكار عمومي ساخته و پرداخته جرايد است. بنابراين جبهه ملي بايد صميمانه از كمك و مساعدت جرايد ملي كه افكار مردم را روشن نموده و محيط مناسبي براي رد لايحه الحاقيه به قرارداد باطل نفت فراهم كردهاند، تشكر نمايد. دوام خدمت جرايد ملي را به خدمت به مملكت از خداوند خواهانيم. دكتر محمد مصدق، دكتر شايگان، الهيار صالح،حائري زاده، محمود نريمان، عبدالقدير آزاد."در روز 29 اسفند 1329، مجلس سنا هم اين مصوبه مجلس شوراي ملي را تصويب كرد. همان روز شاه هم قانون ملي شدن صنعت نفت را توشيح كرد. بدين ترتيب مبارزه چند ساله جبهه ملي ايران براي "احقاق حق ملت ايران" و خلاصي از چنگال استثمار اقتصادي و سياسي، به رغم دشمنيها و كارشكنيهاي دولتها و مجلسهاي ايران و كشورهاي خارجي، به پيروزي انجاميد. براي نخستين بار از زمان سلطنت قاجار، ايران در برابر بزرگترين ابر قدرت تاريخي جهان ايستاد و گفت : "نه."
| Design By : Night Skin |


