اندیشه
فرهنگی
جاي خالي ابوعمار
نويسنده : هاشم باروتي
جنگ خاورميانه وارد دوره تازهاي شده است و به نظر ميرسد اين تخاصم برآمده از ريشههاي تاريخي و ايدئولوژيكي خود باشد. اورشليم (شهر صلح و آرامش) اين روزها يادآور دوراني است كه كمتر ميتوان از آن سراغي گرفت. فضاي تحميل شده بر خاورميانه با طرح پاول (خاورميانه بزرگ) ديگر تنها محدود به فلسطين و لبنان نيست و به گونهاي تمامي كشورهاي خاورميانه را در برگرفته است. سنگيني فضاي حاكم بر لبنان برآنم ميدارد تا يادي از پارتيزانهاي دهههاي گذشته كنم. پارتيزانهايي كه اين روزها جاي خاليشان كاملا احساس ميشود. چريكهايي كه هم لوله تفنگ را شناختند و هم چانهزني در محافل ديپلماتيك را. سرسلسله اين الگوي تمام عيار در خاورميانه كسي نيست جز ياسرعرفات. به طور خلاصه ميتوان ابوعمار را اين گونه تشريح كرد: چهل سال رياست كميته مركزي جنبش فتح، سي و شش سال رياست كميته اجرايي سازمان آزادي بخش فلسطين و ده سال حضور در راس هرم تشكيلات خودگردان در كرانه باختري و نوار غزه. شخصيت چند بعدي ياسر عرفات طي اين دوران باعث شد كه نام وي با تاريخ فلسطين و حتي لبنان گره بخورد. ابوعمار پس از سالها جهاد در راه آزادسازي اراضي اشغالي به چهرهاي منحصر به فرد و ميانهرو تبديل شد. او اگر چه در مصر چشم به جهان گشود اما همواره سعي داشت كه بگويد در قدس متولد شده است. محمدعبدالرحمن عبدالرئوف القدوه براي آن كه نام و ياد مبارزي فلسطيني كه عليه استعمار انگليسي قيام كرد و شهيد شد را زنده نگه دارد نام ياسر و كنيه ابوعمار را براي خود برگزيد. روحيه ضد استعماري ابوعمار باعث شد وي كه در سال 1958 به عنوان مهندس به كويت سفر كرده بود در همان جا در سال 1965 به همراه خليل الوزير (ابوجهاد)، عبدا... الدنان، محمود سويد و عادل عبدالكريم، تيمي انقلابي به نام فتح را تشكيل دهند. وي در همان زمان تلاش كرد تا رهبران عرب اين جنبش را به رسميت بشناسند. طولي نكشيد كه عناصر كمونيست و چپگرا به اين جنبش وارد شدند كه اين مساله باعث شد اكثر اعضاي اسلامگراي جنبش فتح كنارهگيري كنند. عرفات در خلال خدمتش در ارتش مصر آموخت كه چگونه در عملياتهاي نظامي از مواد منفجره استفاده كند كه همين عامل باعث شد وي رهبري شاخه نظامي جنبش فتح به نام عاصفه را بر عهده بگيرد. او توانست پس از جنگ شش روزه كه به شكست سنگين اعراب ختم شد به عمليات گوناگوني دست بزند و همواره اسرائيل از اين مساله دلخور و نگران بود. اما تا سال 1967 وي هنوز بر سر زبانها نيفتاده بود. عرفات در سال 1968 پس از آن كه به منظور دفاع از شهرك الكرمه اردن با پشتيباني توپخانه اين كشور رودرروي نظاميان اسرائيل قرار گرفت بيش از پيش مشهور و مقبول قلبها واقع شد. اين اولين پيروزي پس از شكست اعراب محسوب ميشد. در سال 1969 مجلس ملي فلسطين پس از يحيي حموده، ياسر عرفات را به رياست كميته اجرايي سازمان آزادي بخش فلسطين انتخاب كرد. در سال 1970 نيروهاي مقاومت فلسطين و ارتش اردن با هم درگير شدند كه اين عاملي شد تا با ميانجيگري كشورهاي عربي عرفات و نيروهايش از اردن خارج شوند. اين مساله كه به حادثه سپتامبر سياه معروف است آغاز روند ميانهروي عرفات بود تا او بتواند علاوه بر زبان تفنگ، روشهاي ديپلماتيك را هم بياموزد. نظاميان اسرائيل در فاصله سالهاي 1978 تا 1982 حملات شديدي را ضد پايگاههاي گروههاي مقاومت فلسطين در لبنان آغاز كردند و در سال 1978 برخي از پايگاههاي مقاومت را ويران و به اشغال خود درآوردند. اسرائيل سپس در يورش بزرگ 1982 دومين پايتخت عربي را پس از قدس اشغال كرد و بخش زيادي از بيروت را ويران ساخت و به مدت ده هفته نيروهاي مقاومت را تحت محاصره قرار دادند كه به دنبال آن ياسر عرفات مجبور شد تحت حمايت سازمان ملل از لبنان خارج شود. اگر چه برخي معتقدند كه عرفات در لبنان دچار خطاي استراتژيك شد، اما زيركي ابوعمار در به كار گيري جنگ چيريكي و اقدام به جابه جاييهاي مكرر در نقاط مختلف بيروت باعث شد كه نظاميان اسرائيل از كشتن او منصرف و خروج او از بيروت تن دهند. در ژوئيه 1974 در نشست قاهره براي نخستين بار از طرف عرفات مطرح شد كه حكومتي ملي بر بخشي از فلسطين حاكم شود كه اين پيشنهاد مغاير با پيمانهاي قبلي فلسطينيان بود. به رغم اينكه ياسر عرفات در اين نشست كه در سال 1988 در الجزاير هم تكرار شد به سازشكاري و عدول از آرمانهاي رهايي بخشي محكوم شد وي تنها به دنبال اين بود كه از اين طريق سازمان ملل و ديگر كشورهاي جهان، حداقل بخشي از فلسطين را به رسميت بشناسد. ياسر عرفات در 13 نوامبر 1974 در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني تاريخي خود را انجام داد و در آن تاكيد كرد قضيه فلسطين نيز در زمره قضاياي ملتهايي است كه از استعمار و حقكشي رنج ميبرند. وي در پايان سخنانش تصريح كرد: من در يك دست شاخه زيتون و در دست ديگرم سلاح به همراه دارم و به نزد شما آمدهام و از شما ميخواهم كه شاخه زيتون را از دستم نگيريد... جنگ از فلسطين آغاز ميشود و صلح نيز از همان جا. اين سخنراني آغاز تحول به سوي مفهوم تشكيل دولت وفعاليتهاي سياسي براي تحقق اين ايده به جاي كاربرد سياست آزادي بخش و مبارزه مسلحانه قلمداد ميشود. مجلس ملي فلسطين در نوامبر 1988 تصويب كرد كه با استناد بر حقوق تاريخي و جغرافيايي ملت فلسطين، دولت فلسطين را به پايتختي قدس شريف در خاك فلسطين تشكيل دهد. ابوعمار در ژوئيه 1994 پس از 27 سال تبعيد به عنوان رياست تشكيلات خودگردان به غزه بازگشت و در سپتامبر 1995 در شهر طاباي مصر به منظور گسترش دامنه تشكيلات خودگردان در كرانه باختري و نواز غزه توافق ديگري را امضا رساند. وي پس از آن در 20 دسامبر 1996 در اولين انتخابات همگاني در فلسطين به عنوان رييس تشكيلات خودگردان برگزيده شد. عرفات در 23 اكتبر 1998 توافق واي ريور را در آمريكا با بنيامين نتانياهو نخست وزير اسرائيل امضا كرد و اين توافق هنگامي صورت گرفت كه نظاميان صهيونيست حملات خود را براي شهركسازي بيرويه در كرانه باختري و نوار غزه افزايش داده بودند. پس از اين توافق، عرفات پذيرفت تا با كلينتون وايهود باراك نخست وزير اسرائيل در سال 2000 در كمپ ديويد در رابطه با وضعيت قدس، آوارگان و شهركهاي صهيونيست نشين به گفت و گو بپردازند. عرفات در روز 8/1/2001 پيشنهادهاي آمريكا را كه از سوي بيل كلينتون به دو طرف صهيونيستي و فلسطيني ارايه شده بود، رد كرد و براي چندمين بار يادآور شد كه هيچ قرار داد يك طرفهاي را نخواهد پذيرفت. ابوعمار نهايتا پس از مدتها محاصره شديد به دليل وخامت جسماني به پاريس رفت و در آن جا بدرود حيات گفت. آن چه در اين ميان اهميت دارد اين كه ابوعمار به دليل برخورداري از شخصيتي كاريزماتيك و همچنين استفاده از ابتكار و مهارتهاي فردي در مشروعيت بخشيدن به مبارزات مسلحانه هيچ گاه از اصول خود كه همان آزادي و استقلال فلسطين بود گامي به عقب نگذاشت و تا زمان فرا رسيدن مرگش وي همواره به عنوان بزرگترين مانع توسعه سلطه اسرائيل مطرح بود. اگر چه تخليه غزه در زمان جانشين او محمود عباس صورت پذيرفت اما نبايد تلاشهاي اين مرد اسطورهاي تاريخ فلسطين را براي به رسميت شناختن فلسطين در افكار عمومي جهان ناديده گرفت. اي كاش در شرايطي كه فلسطين و لبنان همزمان به خاك و خون كشيده ميشود كسي با شاخه زيتون و تفنگ ميآمد و ميتوانست از اين همه كشتار بي گناهان جلوگيري كند. مردي كه تنها از لوله تفنگ به دنيا نمينگريست و سپس از سالها مبارزه مسلحانه زبان ديپلماسي را نيز آموخته و به كار برده بود.
| Design By : Night Skin |


